پژوهشی در همگاهی غدیر خم و عید نوروز(1)
پیامبر اسلام(ص) بعد از سپری شدن 3524 روز از مبدأ هجرت ، در عید قربان سال دهم برابر با 19/12/10 شمسی مشغول مناسک حج بود. ایشان به هنگام بازگشت از حجه الوداع در روز 18 ذی حجه ، در حالی که 3532 روز از مبدأ هجرت گذشته بود، برابر با 27/12/10 شمسی و مطابق با 18 مارس 632 میلادی ، وقتی به نزدیک محل جحفه که ((غدیر خم)) در آن قرار دارد ، رسید ، فرشته وحی از جانب پروردگار با این پیام نازل شد :
« یا ایُّها الرّسول بَلِّغ ما اُنزِلَ إلیکَ مِن رَبِّکَ وَ إن لَم تَفعَل فَما بَلَّغتَ رسالته» (مائده - 67)
مضمون آیه این است که ای رسول محترم! علی را باید رسماً جانشین خود سازی ، پیامبر(ص) که در وسط قافله حجاج حرکت می کرد، طبق همین فرمان دستور فرمود که مردم فرود آیند ، جلو رفتگان را فراخواند ، عقب ماندگان نیز رسیدند. آن حضرت ، مراسم خلافت را در محل مزبور ، مقابل دیدگان و حضور قریب به صد هزار - طبق مشهور - از حجاجی که همراه او اعمال حج را به جا آورده بودند به انجام رسانید ، سپس فرمان داد تا مردم با علی (ع) به عنوان ((امیرالمؤمنین)) بیعت کنند. (علامه شعرانی نوشته است: من از زیج هندی استخراج کردم که تحویل آفتاب به برج حمل در سال دهم هجری ، چهارشنبه 21 ذی حجه ، سه روز پس از غدیر خم بود و جشن گرفتن پس از سه روز هم مناسب است.)
بنابراین ، عید سعید غدیر با ایام نوروز کاملاً انطباق دارد ، به ویژه که با ((حرکت تقدیمی)) نقطه اعتدال بهاری به پیشواز این عید سعید ، وارد برج حوت شده است.
ما می توانیم نتیجه پژوهش به عمل آمده را از طریق ریاضی نجوم ، در جدول زیر تنظیم کنیم:
| اسفند و ذی حجه سال دهم شمسی و قمری | فروردین محرم | |||||
| روز | اسفند ذی قعده | اسفند ذی حجه | اسفند ذی حجه | اسفند ذی حجه | فروردین ذی حجه | فروردین محرم |
| شنبه | * 26 5 | 3 12 | *10 19 | 17 26 | 24 3 | *1 10 |
| یکشنبه | 27 6 | 4 13 | 11 20 | *18 27 | 25 4 | 2 11 |
| دوشنبه | 28 7 | 5 14 | 12 21 | 19 28 | 26 5 | 3 12 |
| سه شنبه | 29 8 | 6 15 | 13 22 | 20 29 | 27 6 | 4 13 |
| چهارشنبه | 30 9 | 7 16 | 14 23 | 21 30 | 28 7 | 5 14 |
| پنج شنبه | *1 10 | 8 17 | 15 24 | 22 1 | 29 8 | 6 15 |
| جمعه | 2 11 | *9 18 | 16 25 | 23 2 | 30 9 | 7 16 |
هم چنین از جدول، به دست می آید که : 1- روز خروج پیامبر(ص) از مدینه به جانب مکه ، شنبه بوده.
2- روز پنج شنبه ، اول ذیحجه بوده است.
3- روز عرفه(نهم ذی حجه) بوده است.
4- روز عید حجه الوداع شنبه بوده است.
5- بنابراین، روز عید غدیر به امر وسط روز یکشنبه می باشد.
6- چنان که روز اول محرم سال 11 نیز شنبه بوده است.
الف) شواهد تاریخی و نجومی بر روزهای یاد شده
نتتایجی که تاکنون به دست آمد همه از راه محاسبات ریاضی صورت گرفت. علاوه بر این ، شواهد نجومی و تاریخی نیز می تواند محاسبات فوق را تأیید نماید.
در فن نجوم، یک سلسله قوانین ، قواعد ، جدول ها و فرمول هایی وجود دارد که هر یک در جای خود بسیار سودمند است و به عنوان مرجع و منبع از آن ها استفاده می شود و همه در کتابی به نام ((زیج)) گردآوری شده است. زیج ، بیانگر تلاش هزاران دانشمند فلکی ، هیوی و ریاضی است.
در این فن شریف ، داده های جدولی ، همه بر اساس امر وسط می باشند و منجم هنگام استفاده از آن ها ناچار است ریزه کاری هایی را نیز مورد دقت قرار دهد و به کار گیرد و به تعبیر فنی ، منجم ناگزیر است ((تعدیلاتی)) را استخراج کند تا محاسبه ، دقیق و کارآمد گردد.
بر این اساس ، در جدول فوق مثلاً اول محرم سال 11 هجری قمری روز شنبه است. این کار، بر پایه ریاضی انجام گرفت اما اگر از زیج استفاده کنیم خواهیم دید در زیج بهادری نیز که یکی از معتبرترین و دقیق ترین زیج های جهان به شمار می رود ، اول محرم سال یازدهم شنبه است . یعنی موافق بودن محاسبات ریاضی با زیج یکی از دلایل دقت محاسبه ماست و زیج می تواند تأیید خوبی بر آن باشد.
گفتنی است با توجه به بحث تعدیلات ، هیچ مانعی وجود ندارد که چند ماه پی در پی هر کدام 29 یا 30 روز واقع شوند، مثلاً سه ماه پشت سر هم سی روز باشند یا 29 روز ، اما محاسبه با جدول یا محاسبات ریاضی و امر وسط در برخی از ماه ها با محاسبه تعدیلات و رؤیت، یک روز اختلاف دارند و در بسیاری از ماه ها با هم موافق اند، با این همه ، شواهد فراوانی در تاریخ وجود دارد که دلالت می کند ماه ذی قعده و ذی حجه در حجه الوداع با محاسبه به امر وسط هیچ اختلاف ندارند. از جمله:
1- در پژوهش ارزشمندی که در ((فصلنامه تاریخ اسلام)) به عمل آمده میخوانیم : مشهورترین قول نزد اهل سنت آن است که پیامبر(ص) 5 روز به جای مانده از ذی قعده (پنج روز قبل از آغاز ذی حجه) از مدینه خارج شد، که این روز را نیز بیشتر مورخان، روز ((شنبه)) دانسته اند. از دانشمندان شیعه، شیخ مفید نیز تاریخ خارج شدن پیامبر(ص) را 5 روز به جای مانده از ذیقعده ذکر کرده است که از این جهت، موافق قول مشهور اهل سنت است ولی هیچ اشاره ای به این که دقیقاً در چه روزی از هفته بوده نکرده است.
بنابراین چنان که جدول محاسبه نشان داد، روز خروج پیامبر(ص) از مدینه، شنبه ، 5 روز مانده به ذی حجه بوده است .
2- نظر مشهور و معروف اهل سنت ، بلکه اجماع آنان بر این است که عرفه روز جمعه بوده است. از طریق شیعه نیز روایاتی از امامان نقل شده است که عرفه را روز جمعه دانسته اند.
این دو فقره تاریخ نیز محاسبه وقوع عرفه در روز جمعه را تأیید می کنند. در نتیجه ،روز عید قربان سال حجه الوداع، روز شنبه مطابق با 19/12/10 شمسی است.
3- ابن کثیر در البدایه و النهایه معتقد است که واقعه غدیر خم در 18 ذی حجه و در روز یکشنبه بوده است.
فخطب ] یعنی رسول الله(ص) [ خطبة عظیمةً فی الیوم الثامن عشر من ذی الحجة عامئذٍ و کان یوم الاحد بغدیر خم تحت شجرة هناک...
بنابراین با توجه به توافق زیج و تعدیلات و ریاضیات می توان به طور قطع گفت: روز عید غدیر خم سال دهم هجری قمری دقیقاً با روز یکشنبه بیست و هفتم اسفند سال دهم 27/12/10 شمسی و مطابق با 18 مارس 632 پس از سپری شدن 3532 روز از مبدأ هجرت ، رخ داده است.
ب) حدیث های نوروز
احادیث و روایاتی هم درباره همگاهی غدیر با نوروز به چشم می خورد ،از جمله:
1- عن الصادق(ع) : اذا کان بوم النیروز فاغتسل و البس انظف ثیابک و تطیّب با طیب طیبک ، و تکون ذلک الیوم صائماً...
امام صادق(ع) فرمود: روز نوروز غسل کن و پاکیزه ترین جامه هایت را بپوش و بهترین عطرها را استعمال کن و خود را با آن خوشبو نما و روزه بگیر... .
گرچه در این حدیث ، سخنی از غدیر نیست ولی با توجه به احادیث دیگر و یکنواختی بیان نوروز در لسان روایات، می توان هر حدیثی را که در آن، واژه نوروز، همراه با احترام و قداست به کار رفته ، نشانه ای دانست که نوروز با غدیر یک زمان بوده است.
فقهای امامیه نیز فتوا به استحباب روزه این روز داده اند، از این رو شیخ حرّ عاملی در کتاب وسائل الشیعه بابی را به روزه این روز اختصاص داده است.
2- علامه مجلسی پس از آن که نوروز را روزی شناخته شده در بین مردمان دانسته، روایت زیر را از امام صادق(ع) نقل می کند :
إنّ یوم النیروز هو الیوم الذی أخذ فیه النبی(ص) لأمیرالمؤمنین(ع) العهد بغدیر خم، فاقرّو له بالولایة، فطوبی لمَن ثَبَتَ علیها، والویل لِمَن نکثها...
روز نوروز، همان روزی است که پیامبر(ص) برای خلافت علی(ع) از مردم عهد و میثاق گرفت و مردم بر ولایت و جانشینی او اقرار کردند ، خوشا به حال کسی که بر این عهد و میثاق ایستاد و وای بر حال کسی که این عهد را شکست. این همان روزی است که در آن پیامبر(ص)، علی(ع) را به سرزمین جن فرستاد و علی از جن, عهد و میثاق گرفت و به دین خدا هدایت فرمود، این همان روزی است که علی(ع) به نهروانیان چیره شد و ذی الثّدیه را کشت, این همان روزی است که قائم ما اهل بیت ظهور میکند و خداوند او را بر دجّال غالب می گرداند و دجّال را در کناسه کوفه به دار مجازات می آویزد، هیچ نوروزی نیست جز این که ما انتظار فرج او را داریم. نوروز از روزهای ماست که ملت فارس(ایران) آن را پاس داشتند و شما ضایع ساختید... این روز نخستین روز از سال فارس است. (بحارالانوار . ج 56 . ص 119)
3- از معلی بن خنیس نیز روایت شده که روز نوروز بر امام صادق(ع) وارد شدم. فرمود: ((آیا میدانی امروز چه روزی است؟)) عرض کردم: این همان روزی است که عجم آن را بزرگ میشمارند و بر همدیگر هدیه می فرستند. امام صادق(ع) فرمود: ((سوگند به خانه کعبه - در مکه معظمه - این آذاب و رسوم ، رازی دیرین دارد, اینک برای تو تفسیر می کنم تا بدانی... .
- نوروز روزی است که در آن خداوند از بندگان پیمان ها گرفت که وی را بپرستند و هیچ گونه شرکی نیاورند و به پیامبران و راهنمایان و ائمه طاهرین ایمان آورند.
- این نخستین روزی است که خورشید در آن طلوع کرد و بادهای آبستن کننده درختان وزید و گل ها و شکوفه های زمین آفریده شد.
- این همان روزی است که کشتی نوح(ع) در آن (پس از طوفان) بر کوه جودی قرار گرفت.
- این همان روزی است که در آن خداوند متعال چندین هزار نفر را که از ترس مرگ گریخته بودند و خداوند به ایشان فرموده بود بمیرید و مردند، حیات تازه بخشید.
- این همان روزی است که در آن جبرئیل بر پیامبر(ص) نازل شد.
- در این روز، رسول الله (ص)، علی(ع) را بر شانه خود بالا برد و علی(ع) بت های قریش را از بالای کعبه به زیر انداخت و درهم کوبید ، هم چنین حضرت ابراهیم(ع) در این روز بت های مشرکان را شکست.
- این همان روزی است که پیامبر(ص) به اصحاب خویش دستور فرمود تا با علی(ع) به عنوان امیرالمؤمنین بیعت کنند.
- این همان روزی است که پیامبر(ص)، علی(ع) را به وادی جنّیان فرستاد تا از آنان بیعت بگیرد.
(بحارالانوار . ج 56 . ص 92 - ج 38 . ص 78 - ج 9 . ص 175)
منابع :
کتاب هیئت و نجوم اسلامی - تألیف استاد علی زمانی قمشه ای - ج 2